گاهی اوقات یکی از سخت ترین کارها نشستن سر کلاس یا جلسه ایست که به هر دلیل حواست آنجا نیست؛ مثلاً موضوع جلسه خسته کننده است یا ارائه اش خوب نیست یا خودت خسته ای و ... . در هر صورت، وقتی نمی توانی موضوع بحث را دنبال کنی، مدام در صندلی ات جابجا می شوی، روی کاغذ شکل های عجیب و غریب می کشی، جمله بی ربطی از حرف های ارائه دهنده را با فونت های مختلف روی کاغذ می نویسی، شعرهایی که در آن لحظه به یادت می آیند را روی کاغذ می آوری و ... . و خب، اثربخش تر از همه این ها این است که اگر بتوانی بلند می شوی و جلسه را ترک می کنی. با امسال می شود 24 سال سر کلاس و درس نشستن. زمان کمی نیست. میز تحریر هم اگر بود، بعد از این همه سال کلاس و درس و سخنرانی نمی توانست یک جا بند بشود و یک سخنرانی یک ساعته را پی بگیرد. برای همین هم در این سه روزِ کنگره، هر وقت که حوصله ام سر می رفت یا با ارائه سخنران مشکل داشتم بلند می شدم و از سالن بیرون می آمدم. البته من تنها نبودم. خیلی ها شبیه من بودند. قاعده اش هم همین است. بعضی ها مراعات حال سخنران را می کنند و می گویند بنده خدا اعتماد به نفسش را از دست می دهد، بعضی ها فکر
برچسب: رهایی از بی حوصلگی,چگونه از بی حوصلگی در بیاییم,جلوگیری از بی حوصلگی,
نویسنده: سارا شجاعی
تاريخ: شنبه
29 آبان
1395 ساعت: 18:23